علی بابازاده | شهرآرانیوز؛ «با تماس مدیرعامل راهی فرودگاه شدم. من هم مثل دیگر مسافران با چمدان از کانتر پرواز خارج شدم.» این اولین جمله رانندهای است که متهم به سرقت بود. او که خود را قربانی یک سرقت میدانست، به مأموران گفت: چمدان مدیرعامل را در فرودگاه تحویل گرفتم، آن را در صندوق عقب خودرو گذاشتم و پیش از رفتن به هتل، برای صرف شام توقف کوتاهی در رستورانی در خیابان ابن سینا داشتیم.
شام طولانی نشد و مثل همیشه صحبتهای من و مدیرعامل به کار و برنامههای فردا کشیده شد. پس از صرف شام، مستقیم به سمت هتلی در خیابان امام رضا (ع) رفتیم. خیابان شلوغ بود و ترافیک معمول شبانه جریان داشت. مقابل هتل که ایستادیم، پیاده شدم تا چمدان را از صندوق عقب بردارم. در صندوق که بالا رفت، چیزی آنجا نبود.
دوباره نگاه کردم؛ صندوق عقب خالی بود. همان جا خشکم زد. چمدانی که چند ساعت قبل در فرودگاه داخل صندوق گذاشته بودم، ناپدید شده بود. نه قفل صندوق شکسته شده بود و نه نشانهای از دست کاری در خودرو دیده میشد.» موضوعی که ابهامات این سرقت را بیشتر میکرد، اما ماجرا فقط گم شدن یک چمدان لباس نبود.
داخل این چمدان، ۲ هزار برگه اسکناس صددلاری،۱۵۰میلیون تومان کارت هدیه، ۱۰۰میلیون تومان بن کارت، یک دست کت وشلوار تمام ابریشم به ارزش ۱۲۰میلیون تومان و تمامی مدارک هویتی مدیرعامل قرار داشت؛ چمدانی با ارزشی بالغ بر صدها میلیون تومان. بلافاصله آنها با پلیس تماس گرفتند و دقایقی بعد تیم گشتی پلیس در محل حاضر شد.
اظهارات راننده و مدیرعامل از سوی مأموران صورت جلسه شد و پرونده برای بررسی بیشتر در دستورکار پلیس قرار گرفت. ماجرای این پرونده که قسمتی از پازل بزرگ سرقت از صندوق عقب خودروها در مشهد بود، بزرگترین سرقت اعضای باندی بود که از مدتی قبل اقدام به خالی کردن صندوق عقب خودروها در مشهد میکردند و تحقیقات افسران تجسس کلانتری فیاض بخش با دستور سرهنگ فرهمند، رئیس این کلانتری، از مدتی قبل شروع شده بود.
با آغاز تحقیقات میدانی افسران کلانتری شهیدفیاض بخش که با پرونده سریالی سرقت از صندوق عقب خودروها روبه رو شده بودند، آنها متوجه شدند که بیشتر سرقتها در حوالی بیمارستان امام رضا (ع) رخ داده است.
با آغاز تحقیقات میدانی و حتی بررسی تصاویر ضبطشده از لحظه سرقت ها، تنها موضوعی که پلیس به آن مشکوک شد، وجود یک مینی بوس در بیشتر صحنههای سرقت بود. بررسیها نشان داد که این مینی بوس متعلق به یک شرکت حمل و نقل است و به طور قانونی در شهر گردش میکند. افسران کلانتری با استفاده از پلاک این خودرو، توانستند رانندهاش را شناسایی کنند.
شناسایی موقعیت فعلی مینی بوس، مأموران را به خیابان صاحبدلان در حوالی صدمتری کشاند. مأموران پلیس با مشاهده خودروی پارک شده در حاشیه خیابان، با هماهنگی مقام قضایی این مینی بوس را زیرنظر گرفتند و منتظر شدند تا یک نفر به سراغ آن بیاید.
انتظار مأموران طولانی نشد تا اینکه دو نفر با موتورسیکلت کنار مینی بوس نگه داشتند و یکی از آنها با انداختن کلید به قفل مینی بوس، قصد بازکردن آن را داشت که مأموران وارد عمل شدند. فردی که هنوز روی موتورسیکلت بود با دیدن مأموران از محل گریخت و مردی که پیاده شده بود، دستگیر و همراه با مینی بوس به کلانتری منتقل شد.
در بازجویی از این متهم که معروف به «خردو» و چهل ساله است، این فرد ابتدا قصد همکاری با مأموران را نداشت، اما وقتی فهمید که پلیس او و مینیبوسش را در سرقتها ردزنی کرده است، به جرمش اعتراف کرد و مدعی شد که او فقط راننده مینی بوس است و برای اینکه کسی به آنها شک نکند، با این خودرو دیگر اعضای باند را به محل سرقت میبرده است.
«خردو» همچنین درباره نحوه سرقتها اعتراف کرد که پشت خودرو مدنظر توقف میکردیم تا با ایجاد حالت پوششی، کسی متوجه انجام سرقت نشود. از طرفی زمانی که وسایل را داخل مینی بوس میگذاشتیم کسی شک نمیکرد و تصورشان این بود که راننده مینی بوس مسافری هستم. البته من در تمام سرقتها نبودم و در برخی از سرقتها رفقایم با ۲۰۶ سفید میرفتند.
با اعترافات این فرد، مأموران پلیس موفق به شناسایی سرکرده اصلی باند، فردی به هویت «سعید. ف» شدند. متهم دستگیر شده آدرس خانه همسر موقت او را به پلیس میدهد، جایی در حوالی بولوار وحدت و مدعی میشود که این متهم بیشتر در خانه این زن مخفی میشود.
پلیس با آدرس دریافتی، پس از هماهنگی قضایی راهی محل میشود و با ورود به این خانه موفق به دستگیری متهم اصلی پرونده میشوند و هم زمان تلفن همراه همسر متهم نیز ضبط میشود و از این زن خواسته میشود شب برای گرفتن گوشی به کلانتری برود.
سرکرده این باند که متولد ۱۳۶۹است و از سال ۱۳۹۷ تاکنون بیست فقره سرقت انجام داده و با وثیقه از زندان آزاد شده است درباره نحوه سرقت اعتراف کرد: بیشتر خودروهایی که سرقت میکردیم، پژو بود. تمرکزمان بیشتر بر روی پلاکهای شهرستان و غیربومی بود.
مطمئن بودیم افرادی که به بیمارستان مراجعه میکنند حتما چمدان یا وسیله باارزشی همراه خود دارند، ما ابتدا آن را سرقت میکردیم و در اولین فرصت محتویات داخل آن را بررسی میکردیم و اگر مال سرقتی ارزشمند بود با واسطههای مختلف آن را میفروختیم.
یکی از متهمان فراری این پرونده همان فردی بود که «خردو» را با موتور به محل پارک مینی بوس آورده بود، مأموران با دریافت اطلاعاتی از این فرد، او را در بولوار رسالت ردزنی کردند، اما هنگام دستگیری این فرد با رهاکردن موتورسیکلت و سوءاستفاده از شلوغی محل، متواری میشود. با توقیف موتورسیکلت مشخص میشود که آن را متهمان با سهم دلارهای سرقتی از چمدان مدیرعامل خریدهاند.
یکی از نکات دیگر این پرونده که هنگام دستگیری متهم در بولوار وحدت کشف شد، مشاهده تعداد زیادی کیف زنانه در این خانه بود که زن جوان مدعی بود این کیفها متعلق به مادرش است و کیف دست دوم خرید وفروش میکند.
همان شب که زن جوان برای گرفتن گوشی تلفن همراهش به کلانتری آمد، چون راننده مینی بوس به نقش او در سرقتها اشاره کرده بود، این زن نیز بازداشت شد ولی مدعی بود که فقط دو هفته پیش همسر موقت متهم شده است و از سرقتها اطلاعی ندارد. این درحالی بود که این زن سابقه دار است.
او درباره کیفهای کشف شده نیز مدعی شد که این کیفها متعلق به مادرش است و آنها را در جمعه بازار خریده است.
در ادامه پرونده شخص چهارمی نیز دستگیر شد. او که نقش پولشوی را در این باند ایفا میکرد، پس از دستگیری ادعا کرد که کارت بانکی مادرش را در اختیار سرکرده باند گذاشته و مبالغ حاصل از سرقت به آن کارت واریز میشده است و با همان کارت اقدام به خرید میکنند. نکته مهم این پرونده سابقه دار بودن تمام اعضای این باند است.